
روزی اید که دلم هیچ تمنا نکنددیده ام غنچه به دیدار کسی وا نکندیاد آغوش کسی سینه ی آرام مراموج خیز هوس این دل شیدا نکنددیده آن گونه فروبسته بماند که اگر صد چمن لاله دمد، نیم تماشا نکندلیک امروز که سرمست می ِ زندگیم دلم از عشق نیاساید و پروا نکنداز لگد کوب ِهوس، پیکر تقوا نرهدتا مرا این دل سودازده رسوا نکندسیمین بهبهانی...
ادامه مطلب
آزادهٔ ما برگ سفر هیچ نداردجز دامن خالی به کمر هیچ ندارداز سنگ بود بیثمری دست حمایتآسوده درختی که ثمر هیچ ندارداز عالم پرشور مجو گوهر راحتکاین بحر به جز موج خطر هیچ نداردبیهوده مسوزان نفس خویش چو غواصکاین نه صدف پوچ، گهر هیچ نداردخرسند به فرمان قضا باش که این تیغغیر از سرتسلیم، سپر هیچ نداردآسوده درین غمکده از شورش ایاممستی است که از خویش خبر هیچ نداردیک چشم زدن غافل ازان جان جهان نیستهر چند دل از خویش خبر هیچ نداردخواری به عزیزان بود از مرگ گرانتراندیشهٔ سر شمع سحر هیچ نداردهر چند ز پیوند شود نخل برومندپیوند درین عهدهٔ ثمر هیچ نداردصائب ز نظر با...
ادامه مطلب
نکند صبح شود جای تو خالی باشد؟بوی عطر تو فقط بر تن قالی باشد؟انقدر دلهره دارم که جناب حافظگفته بیدار شوم،کاش که فالی باشددوش وقت سحر از غصه نجاتم دادیکاش که اخر این فال هم عالی باشدسالهایی که در آن نیستی از بس شب بودکاش امشب که تو هستی قد سالی باشدبپرم تا خود خورشید سرش را ببُرمتا که امشب نرود ،کاش که بالی باشدمن به امید رسیدن به زمین افتادمنکند در سبدت میوه کالی باشد؟سوزش بوسه تو گفت که این رویا نیستکاش که رفتن تو خواب و خیالی باشد...♥...
ادامه مطلب
زمانه بر سر جنگ است یا علی مددیمدد به غیر تو ننگ است یا علی مددی..............
ادامه مطلب
گر به دولت برسی مست نگردی ، مردیگـــر به ذلت برسی پست نگردی ، مردیاهل عــــــالم همه بازیچه دست هوسندگـــــر تو بازیچه این دست نگردی ، مردی...
ادامه مطلب
اينجا آسمان ابريستآنجا را نميدانماينجا شده پائيزآنجا را نميدانماينجا فقط رنگ استآنجا را نميدانماينجا دلي تنگ استآنجا را نميدانم...
ادامه مطلب
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرابی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرانوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدیسنگدل این زودتر می خواستی حالا چراعمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیستمن که یک امروز مهمان توام فردا چرانازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایمدیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چراوه که با این عمرهای کوته بی اعتباراینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چراشور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بودای لب شیرین جواب تلخ سربالا چراای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفتاینقدر با بخت خواب آلود من لالا چراآسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کنددر شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا...
ادامه مطلب